سلام من اومدم؟ یا نیومدم ؟
من بعد از ۱سال دوباره آپ کردم؟
این وبلاگ منه؟
وای خدا....................
من دیگه کیم...
دلم واسه دوستام تنگ شده البته اگه منو یادشون باشه
من یه کمک واسه وبلاگم می خوام..
الناز که اصلا وقت نداره درسای دانشگاهش خیلی سنگینه...
خوب نمی دونم از کجا دوباره شروع کنم ولی واسه شروع فعلا یه سری متن آهنگ میزارم..
text music candy shop 50 cent
text enrique
| |||
|
بارها و بارها به چشمان تو مینگرم تو همه ی آن چیزی هستی که من آرزو دارم تو مرا تسخیر کرده ای میخواهم تو را در بر بگیرم میخواهم نزدیک تو باشم هرگز نمیخواهم بروم امیدورام این شب هرگز به پایان نرسد نیاز دارم بدانم آیا میتوانم تا آخر عمرم تو را در بر داشته باشم؟ آیا میتوانم به چشمان تو بنگرم؟ آیا میتوانم این شب را برای تقسیم کردن این شب با تو داشته باشم؟ آیا میتوانم تو را درست نزد خودم داشته باشم؟آیا میتوانم همیشه تو را داشته باشم؟ آیا میتوانم این بوسه را برای همیشه داشته باشم؟ برای همیشه ،برای همیشه بارها و بارها رویای این شب را دیده ام اکنون تو کنار منی نزدیک منی میخواهم تو را در آغوش بگیرم تا تو را لمس کنم و... و وادرات کنم هیچ کسی را نخواهی به جز من امیدوارم این بوسه هیچ گاه به پایان نرسد آه عزیزم ...خواهش میکنم
آیا میتوانم به چشمان تو بنگرم؟ آیا میتوانم این شب را برای تقسیم کردن این شب با تو داشته باشم؟ آیا میتوانم تو را درست نزد خودم داشته باشم؟آیا میتوانم همیشه تو را داشته باشم؟ آیا میتوانم این بوسه را برای همیشه داشته باشم؟ برای همیشه ،برای همیشه نمیخواهم هیچ شبی بدون وجود تو در کنارم سر شود فقط تمامی روزها را میخواهم تا در کنار تو سپری کنم زنده فقط برای دوست داشتن تو و عزیزم راستی ... آیا میتوانم تا آخر عمرم تو را در بر داشته باشم؟ آیا میتوانم به چشمان تو بنگرم؟ آیا میتوانم این شب را برای تقسیم کردن این شب با تو داشته باشم؟ آیا میتوانم تو را درست نزد خودم داشته باشم؟آیا میتوانم همیشه تو را داشته باشم؟ آیا میتوانم این بوسه را برای همیشه داشته باشم؟ برای همیشه ،برای همیشه |
نوشته شده توسط ژامک و الناز در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت
سلا سلام به همه ی دوستان گلم.
اول یه معذرت خواهی به خاطر غیبت چند ماهه به دلیل مشکلی که واسه وبلاگم پیش امده بود.
خوب بگذریم بریم سر اصل مطلب....
تبـــتریک تبـــــــــریک
آخ جوووووون تیم مورد علاقه ی من والناز جون یعنی اسپانیا قهرمان یورو2008 شد
واااای ی ی ی وای ی ی ی که خیلی خوشحالم چون تمام بازیکنای مورد علاقه ی من تو این تیم هستند و هر کدومشون گل کاشتن:
مثل ایکر کاسیاس – دیوید سیلوا – دیوید ویا و فراسسک فابرگاس(البته در این مورد باید آخری باید بگم که جای برادری قابل توجه الناز جوون که سو تفاهم نشه و من هیچ نظری به سسک ندارم)
از این جا این پیروزی و به همه ی برو بچز اسپانیش تبریک مخصوصا دوستعزیزم ایکر جون که یه آپ قشنگ در این رابطه کرده حتما بخونین آدرسش تو پیوندامه
به وبلاک الناز جونم سر بزنید
به امید ایکه یه روزی به خاطر تیم ملی ایران خوشحالی کنیم.




![]()




نوشته شده توسط ژامک و الناز در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 23:51 موضوع | لینک ثابت
سلام
قبل از هر چیز باید از همه ی شما تشکر کنم که علی الرغم غیبت طولانی من منو تنها نذاشتین.خوب میدونین دیگه در گیری دانشگاه و..
بگذ ریم ....صحبته داغ این روزا ( فوتباله) اونم با کی....تیم امارات البته این اولین بار نیست که تیم ملی ایران در مقابله تیم امارات قرار میگیره موضوع مهم اینه که قرار گرفتن این دو تیم در مقابله یکدیگر بعد از ادعای بی شرمانه ی کشورک امارات در باره ی مالکیت سه جزیره ایرانی ابعاد جدیدی رو به خود می گیره.
گویا این شهرک کوچک که امارات خونده میشه تاریخ تولد ش
رو فراموش کرده. یه کشورک سی و هفت ساله رو چه به این گنده گوییها.
با امید به خدا در این مسابقه ملی پوشان ما پیروز خواهند شد و هزاران ایرانی طرفدار در استادیوم با شعار:
((خلیج فارس همیشه ایران برنده میشه))
به استقبال این تیم کوچک میروند.و اجازه نخواهند داد مدعیانی اینچنین در مغز کوچکشان فکر تصاحب ذره ای از خاک کشور عزیزمان را بپرورانند.
وطن یعنی گذشته حال فردا تمام سهم یک ملت ز دنیا
.
نوشته شده توسط ژامک و الناز در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 18:50 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه ی شما دوستان گل ![]()
اول از همه از ژامک گلم به خاطر اپ قشنگش تشکر می کنم ![]()
و بعدش تولد فرانسس گلم رو به همه تبریک می گم
ایشالاکه
۱۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشه ![]()
![]()
اما بچه ها من یه وبلاگ جدید رو ساختم که موضوعش فقط و فقط در رابطه
با فرانسس فابرگاس بازیکن ارسنال هستش![]()
آدرس وبلاگ من: www.cescfabregas.blogfa.com
خوشحال میشم که بهم سر بزنید![]()
قربون همتون ![]()
بای![]()
نوشته شده توسط ژامک و الناز در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 2:0 موضوع | لینک ثابت
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!










يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
نوشته شده توسط ژامک و الناز در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:7 موضوع | لینک ثابت
![]()
سلام الناز جون تولدت مبارک عزیز
توی همه مراحل زندگیت موفق باشی


از طرف صبا


























نوشته شده توسط ژامک و الناز در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
اگر در زندگیت به ناگاه یکی از سیم های سازت پاره شد آهنگ را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند به تو چه گذشت......
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY