سلام به همه ی شما دوستان عزیز

پیشاپیش عید نوروز رو به همه ی شما عزیزان تبریک می گم

 و امید وارم که سالی سر شار از موفقیت و خوشبختی

 و در کنار خانواده و عزیزانتون در زیر سایه ی 

خدای مهربون شروع کنید

و البته ما رو هم موقع سال تحویل دعا کنید

از همه ی شما به خاطر نظرات خوب و قشنگتون ممنون

از آپ خیلی خیلی قشنگ ژامک جونم هم ممنون

این هم یه چند تا شعر عشقولانه ی دیگه برای شما عزیزان

 

هیچ

از من پرسید برای چه زنده ای؟در حالی که ذره ذره ی

 وجودم از عشق به او زنده بود برای اینکه غرورم را نشکنم

گفتم برای هیچ !!!!!!

از او پرسیدم تو برای چه زنده ای ؟

در حالی که اشک در چشمانش موج می زد گفت من

برای کسی زنده ام که برای هیچ زنده است!!!!!!!

 

 

 

پنجره

مادرم پنجره را دوست نداشت با وجودی که بهار از همین

پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد

مادرم پنجره را دوست نداشت مادرم می ترسید که

 لحاف نیمه شب از روی خواهر کوچک من پس برود

 یا که وقتی باران می بارد گوشه ی قا لی ما تر بشود

هر زمستان سرما روی پیشانی مادر خطی از غم می کاشت

پنجره شیشه نداشت!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

شمع و پروانه

شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت ؟

گفت ای عاشق دیوانه فراموش شوی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

 گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

 

 

به که پیغام دهم ؟؟

به که پیغام دهم ؟ به شباهنگ به شب مانده به راه؟

یا به انبوه کلاغان سیاه ؟ به پرستو که سفر می کند

 از سردی فصل ؟

یا به مرغان نکوچیده ی شهر ؟

به که پیغام دهم که به یادت هستم؟!

بازم امیدوارم که سال ۱۳۸۷ سال بسیار خوبی

برای همه باشه تا بعد خدا حافظ

 الناز


 

نوشته شده توسط ژامک و الناز در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت